skip to main |
skip to sidebar
مد مکس 4 آشغالفیلمِ بدی است. به یک دلیلِ روشن: آشغالفیلمبینها برای دیدنِ انفجار و ماشینهای عجیب و غریب و پروازِ آدم و اتومبیل به سینما نمیروند (گرچه اگر از فیلمی خوششان بیاید، حسابی دربارهی همهی اینها بهبه و چهچه میکنند). آشغالفیلمبینها دنبالِ شخصیتِ اصلی یا قهرمانی هستند که بشود با خیالِ راحت دنیا را سپرد دستش، به پشتی صندلی تکیه داد، چسترفیلد خورد و در صحنههای حسّاس جیغ کشید.
دقیقاً به همین دلیل است که نَهَستِ مل گیبسون، شخصیتِ عروسکیِ تام هاردی (بازیگر نقشِ مدمکس) در فیلم و صدایِ مثلاً بتمنیِ او، شیرازهیِ فیلم را از هم میپاشاند و دیگر نه حضور خانم ترون و نه انفجارهایِ هرچه شدیدتر اتومبیلها نمیتواند کاری از پیش ببرد.
و درست به دلایلی برعکسِ این است که «جان ویک» آشغالفیلمِ قدرتمندی است.
«جدایی» یا Detachment از آن دسته فیلمهایی است که نشان میدهد میشود فیلم اجتماعی ساخت و در آن داستان و شخصیتپردازی داشت، شعار الکی نداد و با نمایش دادنِ صحنهی بار زدنِ حشیش، برای تماشاگر شاخ و شانه نکشید.تونی کای، کارگردان فیلم، را بیشتر با تاریخ مجهول آمریکا و همکاریاش با ادوارد نورتونی میشناسیم که بعد از فایت کلاب محبوبِ دلهامان شد. اما جدایی اگر بهتر از تاریخ مجهول آمریکا نباشد، چیزی کم ندارد.
داستان «زمانی که آخرین شمشیر کشیده شود» در لابهلای خاطرات و حرفهای دو مرد در یک اتاق به همریخته روایت میشود. شبیهش را در تشریفات سادهی تورناتوره به خاطر دارم. اما داستان در پیشزمینهی آخرین روزهای اقتدار شوگانها در ژاپن و سقوط آخرین شوگان و ساموراییهای حامی آنها میگذرد. در چنان پسزمینهای شخصیت نسبتا پیچیدهی یوشیمورا کانیچیرو روایت میشود. شمشیرزنی فقیر و خوشاحساسی که میخواهد هم شکم خوانوادهاش را سیر کند و هم به سامورایی بودن پابند بماند. راه و رسمی که هایجیمه سایتو، همرزم قدیمیاش، سالها بعد از مرگ کانچیرو موفق به درکش میشود.امتیاز 7.7 از ده دارد در آیامدیبی. کاملا منصفانه است.
تماشای انیمههای ژاپنی در سالهای گذشته یادم داده که بیدار کردن هیولا، موجود یا ماشینی باستانی که قدرت زیادی دارد، مضمونی است تکرارشونده در انیمیشنهای کوتاه و بلند ژاپنی. چیزی که در فیلمها و داستانهای غربی کمتر سراغ دارم. احتمالا علاقهی ژاپنیها به هیولایی که از خواب بیدار میشود ریشه در اسطورههاشان داشته باشد. محور داستان انیمیشن صد و بیست دقیقهای آکیرا هم چنین چیزی است. البته با داستانی بیچفت و بستتر و بیمزهتر در مقایسه با نمونههای دیگر. اما فضای آخرالزمانی/ویرانشهریِ آکیرا چیزی است که آن را در کنار موفقترین فیلمهای ترسیمکنندهی چنین فضایی قرار میدهد.
اگر خریدار شدید و خواستید ببینیدش، به امتیاز آیامدیبی آن زیاد اعتماد نکنید.